تبليغاتX
مجمع دانشجویی قرآن وعترت علوم پزشکی کشور
   
  مجمع دانشجویی قرآن وعترت علوم پزشکی کشور
آخرین مطالب
سخنانی گوهربار در مورد مادر
ولادت فاطمه سلام الله
غم حضرت علی درفراق زهرا (س)
قرآن از زبان دکتر علی شریعتی
فاطمه،فاطمیه..
یامقلب القلوب والابصار
نوروز،روزِ نو!
طلوع رحمانی
عروج
رکوع نرگس ها
بیانات رهبری در نماز جمعه
بیانات رهبری در نماز جمعه
بیانات رهبری در نمار جمعه
ترنم مرثیه
گوش کن! صدای راوی کاروان نور می آید!
محرم
او همچنان ناشناخته است
مجمع و نمایشگاه قرآن امسال
یاجوادالائمه ادرکنی
زیارت نامه امام محمد تقی(ع)
نماز در بیان امام حامنه ای
آقاجان!
سخنان امام صادق (ع) پيرامون علم و جهل
راز و نیاز با معبود
رهبری و قرآن
 
آرشیو مطالب
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
دی 1389
مهر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
دی 1388
مهر 1388
 
پیوندها
مرکز قرآن و عترت وزارت بهداشت
نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها
جهاد دانشگاهی
خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)
متن و ترجمه قرآن بصورت آنلاین
کانون قرآن و عترت علوم پزشکی تبریز
کانون قرآن و عترت علوم پزشکی بهشتی(واحد بین الملل)
کانون قرآن و عترت علوم پزشکی بیرجند
كانون قرآن وعترت علوم پزشكي گلستان
عمارنامه نوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما
 
سخنانی گوهربار در مورد مادر

http://www.askquran.ir/gallery/images/1382/1_____________________________.jpg

بهشت زیر قدمهای مادران است .   پیامبر اکرم (صلي‌‌اله‌عليه‌وآله)

    حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی‌دهد .

امام سجاد (عليه‌السلام)

خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا (عليه‌السلام)

 

دبیر مجمع | 17:22 - شنبه 1391/02/23
+
 
ولادت فاطمه سلام الله


  http://basir-news.com/wp-content/uploads/2011/05/6280_287.jpg

    خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است.            پیامبر اکرم (صلي‌‌اله‌عليه‌وآله)

دبیر مجمع | 17:21 - شنبه 1391/02/23
+
 
غم حضرت علی درفراق زهرا (س)
غ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟ یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است . دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود. خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم .اصول کافی/ ج1/ ص 159.
دبیر مجمع | 14:50 - پنجشنبه 1391/01/31
+
 
قرآن از زبان دکتر علی شریعتی
14.00
> قرآن از زبان دکتر علی شریعتی

  قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است
  و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن
  هم حج و نماز !

  کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...
  این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
  اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و
  برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای
  فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد
  کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب
  گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و
  نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.

دبیر مجمع | 14:47 - پنجشنبه 1391/01/31
+
 
فاطمه،فاطمیه..

خطبه 202 نهج البلاغه ، مولا علی (علیه السلام)در سوگ حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

 

از سخنان امام علی عليه السلام است روايت شده که امام (ع) درکنار قبر فاطمه (عليهاالسلام) سيده زنان جهان به هنگام دفن او فرموده و گويا با پيامبر(ص) نجوا می کند:

 

ای رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلم)، سلام از جانب من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرودآمده و به سرعت به تو ملحق شده است ، ای پيامبر از فراق دختر برگزيده و پاکت، پيمانه صبرم لبريز شده و طاقتم از دست رفته اما پس از روبروشدن با مرگ و رحلت تو هرمصيبتی به من برسد کوچک است [فراموش نمي کنم]  با دست خود تو را در ميان قبر قرار دادم و هنگام رحلتت سرت برسينه ام بود که قبض روح شدی فانا لله و انا اليه راجعون : ما از آن خدائيم و به سوی او بازمي گرديم .

[ای پيامبر] امانتی که به من سپرده بودی هم اکنون بازداده شده و گروگان را بازپس دادم اما اندوهم هميشگی است و شبهايم همراه بيداری تا آن دم که خداوند سرمنزل تو را که در آن اقامت گزيده ای برايم انتخاب کند.

 به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امتت در ستم کردن به وی اجتماع کرده بودند سرگذشت وی را از او بی پرده بپرس و چگونگی را از وی خبر گير وضع اين چنين است در حاليکه هنوز فاصله ای با زمان حيات تو نيفتاده و يادت فراموش نگرديده سلام من به هر دوی شما باد سلام وداع کننده نه سلام کسی که يا خشنود يا خسته دل باشد اگر از خدمت تو بازمي گردم از روی ملالت نيست و اگر در کنار قبرت اقامت گزينم نه به خاطر سوءظنی است که به وعده نيک خدا در مورد صابران دارم .

دبیر مجمع | 2:5 - شنبه 1391/01/19
+
 
یامقلب القلوب والابصار
دبیر مجمع | 4:45 - دوشنبه 1390/12/29
+
 
نوروز،روزِ نو!
منظور اين است: امروز را كه مردم، «نوروز» گذاشته‌اند، يعنى روزِ نو! روزِ نو يعنى چه؟ همه‌ى روزهاى خدا مثل هم است؛ كدام روز مى‌تواند «نو» باشد؟

شرط دارد. روزى كه در آن اتّفاق بزرگى افتاده باشد، نوروز است. روزى كه شما در آن بتوانيد اتّفاق بزرگى را محقَّق كنيد، نوروز است. بعد، خود حضرت مثال مى‌زنند و مى‌فرمايند: آن روزى كه جناب آدم و حوّا، پا بر روى زمين گذاشتند، نوروز بود؛ براى بنى آدم و نوع بشر، روز نويى بود. روزى كه حضرت نوح - بعد از توفان عالمگير - كشتى خود را به ساحل نجات رساند، «نوروز» است؛ روز نويى است و داستان تازه‌اى در زندگى بشر آغاز شده است. روزى كه قرآن بر پيغمبر نازل شد، روز نويى براى بشريت است - حقيقت قضيه همين است؛ روزى كه قرآن براى بشر نازل مى‌شود، مقطعى در تاريخ است كه براى انسانها روز نو است - روزى هم كه اميرالمؤمنين عليه‌السّلام به ولايت انتخاب شد، روز نو است.

دبیر مجمع | 4:40 - دوشنبه 1390/12/29
+
 
طلوع رحمانی
 

                              

واژه ها را ورق می زنم شاید واژه ای در خور بیابم.اما دریای لطف تو را که می نگرم ، ناگه واژه ها رنگ می بازند! پس من چگونه وبا کدامین واژه بزرگی تو را نقش یزنم؟

مولای من!

لوح سپیدو ساکت نقاشی من نیز ، در وصف پاکی سرشت تو عاجز و درمانده است!

ای واژه ها سرگشته تو  و ای جان مومنین! و ای آنکه دلها مسرور دیدنت می شوند،چنانکه از عمق وجود ندای "سر من رای" را در وصف سرزمینی که در آن آرمیده ای سر می دهند،این کمترین چگونه در رثای تو بگوید؟

ای پدر منجی عالم و ای عزیز ترین برای حجت حق(عج)!

با طلوعت به این رهگذار فانی چه منتی بر سرمان نهادی و مارا به چه فیض عظیمی رساندی!خوش آمدی،که آمدنت چه نیکو ست برای عالمیان!

طلوع آیت حق را به ساحت مقدس و روحانی امام عصر(عج) تبریک وتهنیت می گوییم.  

دبیر مجمع | 1:31 - جمعه 1390/12/12
+
 
عروج
                                                                                                                                         

                                      

 

سلام سید جان!

خبر دهان به دهان ونقل به نقل پیچید وسراسر شهر را فرا گرفت.

اکنون همه شنیده ایم که چند روزی است مهمان داری. مهمان عزیزی که بر سر سفره عند ربهم یرزقون تو سهم صبر جمیل داشت و حال مهمان لبخند خداییت شده...

وه!که چه دیدن دارد آن لحظه که دیده تازه می کنی به دیدار دوست.به راستی کدامیک برای آن دیگری بال گشوده اید؟تو برای مادر و یا مادر برای تو؟

این هجده سال و ده ماه و هجده روز را کدامیک به انتظار دیدار دیگری نشستید؟

...

 

مادر سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی چشم  از این جهان بر بست.

شادی ارواح طیبه وبلند شهیدان و یزرگداشت مقام مادران شهدا صلوات. 

دبیر مجمع | 0:54 - جمعه 1390/12/12
+
 
رکوع نرگس ها
                

مانده اند عالمیان و آدمیان که کدامین لحظه را لحظه ولادت تو بشمارند؟...

خورشید وماه و ستارگان تا بدانجا که حافظه شان یاری می کند به تو سلام می گفته اند.

نرگس ها اولین رکوع حیات را بر آستان تو کرده اند....

پیغمبران و رسولان همه در کلاس تو درس رسالت می خوانده اند...

گل های محمدی همه با نام تو پر می گشوده اند...

پبش از تو را کسی به یاد ندارد.

باری مانده اند عالمیان و آدمیان که کدامین لحظه را لحظه ولادت تو بشمارند...

هستی طفیل آمدن توست.چنین نبود که خداوند تو را برای هستی خلق کند. هستی به افتخار تو آمد.

تو برای عالم نیامدی . عالم برای تو آمد.

...

ودر «رحمه العالمین»بودن تو همین بس که عالم و آدم از نور تو آفریده شد و وام حیات از تو گرفت با آنکه تو خلق کامل و کامل ترین خاق بودی.

باری سخن گفتن از تو و ولادت تو نه سخت و دشوار بل خطرناک و محال است.

پیامیرا!

جان ما و جان همه عالمیان به فدای تو باد!به فدای تو که رحمتی یرای همه عالم و چگونه وصف تو را می توان نمود که در بیان  عالمی نگنجی! 

برگرفته از کتاب«خداکند تو بیایی»با اندکی تغییر.



دبیر مجمع | 18:39 - شنبه 1390/11/22
+
 
بیانات رهبری در نماز جمعه
يران به دنبال ايرانى كردن اعراب يا شيعى كردن ساير مسلمين نيست؛ ايران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) و احياء امت اسلامى است. براى انقلاب اسلامى، كمك به مجاهدان اهل سنت سازمانهاى حماس و جهاد و مجاهدان شيعى حزب‌اللّه و امل، به يك اندازه واجب شرعى است و احساس تكليف ميكند. ملت و حكومت ايران با صداى بلند و قاطع اعلام ميكند كه به قيام ملتها (و نه به ترور)، به وحدت اسلامى (نه غلبه و تضاد مذاهب)، به برادرى مسلمين (نه به برترى قومى و نژادى)، به جهاد اسلامى (نه خشونت عليه بى‌گناهان)، ان‌شاءاللّه معتقد و ملتزم است.
براى سعادت همه‌ى ملتهاى مسلمان دعا كنيم و در كنار آن، وظيفه‌ى سنگين خود را بشناسيم و به آن عمل كنيم و بدانيم كه «و اللّه غالب على امره».(1)
عباد اللّه اتّقوا اللّه «و كونوا للظّالم خصما و للمظلوم عونا.»(2) اقول قولى هذا و استغفر اللّه لى و لكم.

دبیر مجمع | 17:12 - شنبه 1390/11/15
+
 
بیانات رهبری در نماز جمعه

يكى ديگر از ضعفهاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفتهاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقايسه‌ى با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در اين هيچ شكى نيست - اما بايد پيشرفت ميكرديم. در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛ بايد در معنويت و در تزكيه‌ى نفس هم پيشرفت ميكرديم. در قرآن هر جا تزكيه و تعليم از زبان پروردگار است، تزكيه مقدم است بر تعليم؛ آن هم تعليم كتاب و حكمت - «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة»(1) - فقط يك جا از زبان حضرت ابراهيم، تعليم مقدم است.(2) بنابراين ما از تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى غفلت كرديم.
1 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 164
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه :
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.

1 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
ترجمه :
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!

2 ) سوره مبارکه البقرة آیه 129
رَبَّنا وَابعَث فيهِم رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَيُزَكّيهِم ۚ إِنَّكَ أَنتَ العَزيزُ الحَكيمُ
ترجمه :
پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»

دبیر مجمع | 17:9 - شنبه 1390/11/15
+
 
بیانات رهبری در نمار جمعه
اينكه دنيا را مجوييد گرچه دنيا شما را بجويد، و بر آنچه از دنيا از دستتان رفته متأسّف نباشيد. حق بگوييد، و براى ثواب الهى بكوشيد. دشمن ستمگر و يار ستمديده باشيد. شما و همه فرزندان و خاندانم و هر كه اين وصيتم به او مى‏رسد را به تقواى الهى، و نظم در زندگى، و اصلاح بين مردم سفارش مى‏كنم، قطه‌ى قوّت ديگر، پيشرفت علمى است. عزيزان من! اين پيشرفت علمى را دست‌كم نگيريد.

*نقطه قوت ما در این مدت *

اين پيشرفتها خيلى مهم است. علم، پايه‌ى پيشرفت همه‌جانبه‌ى يك كشور است. اين حديث را من يك وقتى خواندم: «العلم سلطان»؛(1) علم، اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشته باشد، ميتواند به همه‌ى مقاصد خود دست پيدا كند. اين مستكبران جهانى به بركت علمى كه به آن دست پيدا كردند، توانستند به همه‌ى دنيا زور بگويند. البته ما هرگز زور نخواهيم گفت، اما علم براى ما به عنوان يك پيشرفت حتماً لازم است.

دبیر مجمع | 17:8 - شنبه 1390/11/15
+
 
ترنم مرثیه

 

                             

 

خرابه،جایی است بی سقف و حصار، در کنار کاخ یزید. نه در مقابل سرمای شب،حفاظی دارد و نه در مقابل آفتاب طاقت یوز روز،سرپناهی.

چهره هایی که آسمان هرگز رنگ رویشان را ندیده، باید در هجوم سرمای شب بسوزند و در تابش مستقیم آفتاب ظهر پوست بیندازند.انگار که لطیف ترین گل های گلخانه ای را، به کویری ترین نقطه ی جهان،تبعید کرده باشند.

...

خرابه تا نیمه های شب،نه خرابه ای در کنار کاخ یزید که عزاخانه ای است درسوگ حسین(ع) و برادران و فرزندانش.

بچه ها با گریه به خواب می روند و زینب(س)مهیای نماز شب می شود.

اما هنوز قامت نشسته ی خود را نبسته که صدای دختر سه  ساله ی حسین به گریه بلند می شود.گریه ای نه مثل همیشه.گریه ای وحشت زده،گریه ی کسی که تازه داغ دیده.دیگران به سراغش می روند و در آغوشش می گیرند اما رقیه(س) آرام نمی گیرد.

پیش ازاین هم رقیه (س)هرگز آرام نبوده است.از خود کربلا تا همین خرابه. لحظه ای نبوده که آرام گرفته باشد،لحظه ای نبوده که با زبان کودکانه اش مرثیه نخوانده باشد.

انگار که داغ او برغم سن و سالش،از همه بزرگتر بوده است.

...

انگار نه خرابه، که شهر شام رابر سرش گذاشته این دختر سه ساله. فقط خودش که گریه نمی کند، با مویه های کودکانه اش،همه را به گریه می اندازد و ضجه همه را بلند می کند.

زینب(س) کودک را در آغوش می گیرد:

- رقیه جان!دخترم به من بگو چه شده عزیز دلم!بگو که در خواب چه دیده ای!

رقیه(س) از شدت گریه  به سکسکه افتاده است،بریده بریده می گوید:

- «بابا،سر بابا را در خواب دیدم که در طشت بود ویزید بر لب و دندان و صورت او چوب می زد. بابا خودش به من گفت که بیا»

یزید که می شنود؛دختر حسین (ع) به دنبال سر پدر می گردد،دستور می دهد که سر را به خرابه بیاورند.

ورودسر بریده ی امام به خرابه انگار تازه اول مصیبت است. رقیه(س) خود را روی سر می اندازد و مثل مرغ پرکنده پیچ و تاب می خورد.

می نشیند،برمی خیزد،دور سر می چرخد،بر سر وصورت و دهان خود می کوبد،ضجه می زند، مویه می کند،شکوه می کند،تسلی می طلبد وخرابه را وجان همه خراباتیان را به آتش می کشد.

بابا! چه کسی محاسن تو را خونین کرده است؟

بابا! چه کسی رگهای تو را بریده است؟

بابا! چه کسی مرا در این کوچکی یتیم کرده است؟

...

بابا! شب ها وقت خواب،چه کسی برایم قرآن بخواند؟چه کسی با دست هایش مو هایم را شانه کند؟...چه کسی دلم را آرام کند؟

کاش مرده بودم بابا! کاش فدای تو می شدم بابا!...

مگر نگفتند به سفر می روی بابا؟این چه سفری بود که میان سر و بدنت فاصله انداخت؟  این چه سفری بود که تو را ازمن گرفت؟

بابای شجاع من! چه کسی جرات کرد بر سینه تو بنشیند؟...

تو کجا بودی بابا وقتی ما را برشتر بی جهاز نشاندند؟

تو کجا بودی بابا وقتی به ما سیلی زدند؟

تو کجا بودی بابا وقتی عمه ام را کتک می زدند؟

تو کجا بودی بابا وقتی مردم به ما می خندیدند؟

تو کجا بودی بابا وقتی ما همه تو را صدا می زدیم؟

جان من فدای تو باد بابا که مظلوم ترین بابای عالمی.

بابا! من این را می فهمم که تو فقط بابای من نیستی،بابای همه جهانی.

من این ها را می فهمم که تو بابای همه  کودکان جهانی و همه دنیا به تو نیازمند است.

اما الان من بیش از همه به تو محتاجم و بیشتر از همه، فرزند تو ام، دختر تو ام،دردانه  تو ام.   

همه ممکن است بدون تو هم زندگی کنند ولی من بی تو می میرم.من از همه عالم به تو محتاج ترم. بی آب هم اگر بتوانم زندگی کنم بی تو نمی توانم.

تو نفس منی بابا!تو روح وجان منی بابا!

بی روح ،بی نفس،بی جان،چه کسی تا به حال زنده مانده است؟!

بابا! بیا ومرا با خود ببر.

...

زینب(س) به استیصال می رسد.

چه کسی می گوید که این رقیه بچه است؟فهم همه بزرگان را با خود حمل می کند.چه کسی می گوید این دختر سه ساله است؟عاطفه همه زنان را با خود حمل می کند.چه کسی می گوید کودک است؟زانوان بزرگترین عارفان جهانرا با ادراک خود می لرزاند.

دیگر صدای رقیه(س) شنیده نمی شود.انگار رقیه(س) آرام گرفت!

دل زینب(س) به ناگاه فرو می ریزد و صدای حسین(ع) در گوش جانش می پیچد:

«بیا! بیا دخترم! که سخت چشم انتظار تو بودم.»

...

درد و داغ رقیه(س)تمام شد وبا سکوتش انگار خرابه آرامش گرفت.

اما اکنون صیحه ناگهان زینب(س) است که سینه آسمان را می شکافد. انگار مصیبت او تازه آغاز شده است.

همه کربلا و کوفه وشام،یک طرف ، و این خرابه یک طرف.

(برگرفته از کتاب آفتاب در حجاب با اندکی تغییر)

دبیر مجمع | 17:38 - پنجشنبه 1390/10/08
+
 
گوش کن! صدای راوی کاروان نور می آید!
                             

 

سلام بر زینب(س) وبر صبر جمیلش!

سلام بربانوی دشت نینوا!

سلام بر قلب صبورش و دیدگان اشکبارش در فقدان امامش.

سلام بر اسوه ی زیبایی شناسی که چه زیبا فرمود: " وما رایتُ الا جمیلا "

سلام بر او آن زمان که اشاره کرد به نامردمان کوفی که سکوت کنند و چون اشاره فرمود حتی زنگ شتران هم از حرکت ایستادند.

سلام بر او آن زمان که لب بر سخن گشود و فرمود:

«خداراشکر می کنم و برجدم حضرت محمد(ص)وخاندان پاک و برگزیده او درود می فرستم!

امابعد! ای کوفیان! ای مردم فریبکار و پیمان شکن! آیا برای ما گریه می کنید؟

چشمه های اشکتان خشک نشود و ناله هایتان فروکش نکند!

مثل شما مثل زنی است که پس از آنکه پشمش را با قدرت می ریسید دوباره آن را باز کرده و پنبه می کرد.شما هم عهد و پیمانتان رابا یکدیگر می شکنید.

...

وای بر شما ای اهل کوفه!آیا می دانید که کدام جگرگوشه ی رسول خدا(ص) راپاره پاره کردید؟و کدام ناموس و حرمت او را از پس پرده بیرون کشیدید؟

...

خونخواهی خداوند پابرجاست وهمانا پروردگارتان در کمینگاه است.»

سلام بر زینب! 

 

دبیر مجمع | 19:51 - یکشنبه 1390/09/27
+
 
منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

پایگاه رسمی اطلاع رسانی مجمع قرآن و عترت دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور

و محل ارتباط دبیران کانونهای قرآن و عترت دانشگاههای علوم پزشکی با یکدیگر

 
سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 قالب مذهبی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com